۱۳۹۵ فروردین ۱۳, جمعه

مقاله 113-اگر فرعون شنید، علی خامنه ای هم خواهد شنید! اما نامه خواندنی است...!

اگر فرعون شنید، علی خامنه ای هم خواهد شنید!
اما نامه خواندنی است...!
حضرت آیت‌الله! رفراندوم‌های مردم را جدی بگیرید
نامه یک جوان ایرانی به رهبری؛ بازخوانی غصه‌های یک نسل
 جمعه, ۱۴ام اسفند, ۱۳۹۴

یکی از مخاطبان کلمه در نامه‌ای به رهبری با ابراز نگرانی به آنکه نادیده گرفتن مردم و نظراتشان عواقب خطرناکی در پی خواهد داشت، بخشی از مشاهدات خود را به عنوان نمونه‌ای از وضعیت وخیم جامعه نوشته و از رهبری خواسته است که نگذارد ما هم به سرنوشت همسایگانمان دچار شویم
حضرت آیت الله خامنه‌ای
محترمانه در جواب نامه دوم حضرتعالی به جوانان غرب، مطالبی را به عرض می‌رسانم.
من یکی از هزاران جوان ایرانی هستم که ایران را ترک کردند و به غرب پناه بردند. در تمام دوران تحصیلم دانش آموزی ممتاز بودم، دبیرستان تیزهوشان و دانشگاه را با رتبه‌های بالا به پایان رسانیدم، و بسیاری از مقالات و تحقیقاتم در مراکز مربوطه جهانی مورد قبول، تحسین و ثبت قرار گرفت. به خاطر فقر مالی خانوادگی، در طول تحصیلاتم کار هم می‌کردم، از تدریس خصوصی گرفته تا شبکاری در هتل و غیره، پس از دریافت فوق لیسانس از معتبر‌ترین دانشگاه ایران و معافیت سربازی به خاطر تک فرزند ذکور بودن، به بازار کار روی آوردم و پیش خود حساب کردم با حقوقی که عاید من می‌شود نمی‌توانم هم ازدواج کنم و هم به خانواده‌ام کمک کنم، به ناچار از ازدواج صرف نظرکردم و سخت به کار مشغول شدم تا بتوانم گوشه هائی از محرومیت‌های مزمن خانواده‌ام را برطرف سازم. از اینکه رفقایم یکی یکی عازم غرب می‌شدند سخت
عصبانی بودم و آنها را نمی‌بخشیدم و تصور اینکه من هم روزی به این راه بروم برایم بسیار دور و ناگوار بود.
با شروع کار، به جامعه واقعی موجود وارد شدم و به قول معروف چشم و گوشم باز شد که در آنجا چه می‌گذرد! هر روز با دیدن وقایع ناپسند و غیراخلاقی زجر می‌کشیدم. کاش شما هم می‌توانستید سری به گوشه و کنار جامعه فعلی وطنمان بزنید و از نزدیک ببینید در آنجا چه می‌گذرد!
از آنجاییکه این فریضه برای شما مقدور نمی باشد من آنچه را دیده‌ام برایتان شرح می‌دهم و امیدوارم عرایض بنده را به مثابه درد دل یک فرزند خلف و نه یک فرد مغرض ببینید و بپذیرید.
متاسفانه باید به عرض برسانم در جامعه امروز ایران نه تنها نشانی از وجود و اجرای شعائر پسندیده اسلامی وجود ندارد، که سال هاست انسانیت و وجدان پاک هم در بسیاری ازمردم مرده است و شاید بهتر باشد بیش از این افتخار به اسلامی بودن این جامعه نکنیم. من تعجب می‌کنم که چرا شما با اصلاحات در چنین جامعه‌ای همراهی نمی‌کنید؟! باورکنید فساد در جامعه بیداد می‌کند و اگر این جامعه اصلاح نشود، نابود می‌شود. چه فسادی بدتر از اینکه اختلاس سه هزار میلیاردی شود یا دکل نفت گم شود یا… و همه آن‌ها هم درسایه رانت خواری و همکاری عوامل وابسته و حکومتی انجام شود. چه فسادی بدتر از اینکه دولتی خود را عادل‌ترین و حتی نماینده امام زمان معرفی کند و هفتصد و سی میلیارد دلار درآمد مملکت را به باد دهد؟ به خدا سوگند این جریان‌ها فساد آفرینند، از آن‌ها دفاع نکنید. اجازه بدهید خیرخواهان واقعی، این جامعه را اصلاح کنند.
حضرت آیت الله، نمی‌توانم باور کنم که شما از این واقعیات بی‌خبرید، بنابراین به این بحث خاتمه می‌دهم و همانطور که قول دادم به شرح گوشه هائی از آنچه را دیده‌ام می‌پردازم.
من دیدم که یک خانواده، بیش از ده میلیون تومان رشوه دادند تا مالیات بر ارث پدرشان، در اداره مربوطه به یک سوم مبلغ واقعی تقلیل یابد.
من دیدم یک مقام حکومتی را که دفتر و دستکی مجازی ایجاد کرد تا بتواند پول‌شویی کند و دزدی‌ها و رانت‌خواری‌های خود را موجه جلوه دهد و در عین حال به خوشگذرانی‌های جنسی بیرون از خانواده خود بپردازد.
من دیدم مادری را که مخفیانه از طریق صیغه‌های کوتاه مدت تن فروشی می‌کرد تا بتواند هزینه‌های زندگی فرزندان خود را تامین کند.
من از دوستی معتبر و صادق شنیدم که در جریان بازرسی پرونده دعوای جزایی ایشان، قاضی مربوطه با اخذ وجه از خواندهٔ پرونده، رای خلاف واقع صادر کرد.
من خود بار‌ها دیدم که مردم نه تنها به حکومت اسلامی، حتی به همدیگر هم اعتماد و احترام ندارند. مردم از هم عصبانیند، مردم به هم پرخاش می‌کنند و با لحن بد با هم صحبت می‌کنند مردم نا‌راضی هستند! آیا می‌دانید تعداد نزاعی که در طول هفت ماه، در سال جاری به سازمان پزشکی قانونی ارجاع داده شده، ۲۵۵۷۰۱ نفر مرد و ۱۱۲۷۳۳ نفر زن بوده است؟ و این‌ها تنها نزاع هائی هستند که همراه با ضرب و جرح بوده و بخشی از کل نزاع‌هایی است که در این مدت در ایران رخ داده است.
من دیدم خانواده یک رفیق اصفهانی را که به امید خانه دارشدن، تمام اندوخته‌های خود را نقدکرده در شرکت ساختمان اصفهان، تحت پوشش مسکن و شهرسازی اصفهان سرمایه گذاری کردند و پس از مدتی شرکت سرمایه هنگفتی به دست آورد ولی مدیرعامل و تنی چند از اعضاء هیئت مدیره با هم ساختند و سرمایه شرکت را اختلاس کردند و فراری شدند.
من دیدم دوست پیمانکاری را که، مجری مربوطه در ازای واگذاری پروژه‌ای به او، درخواست یک BMW X؟ داشت! و در موردی دیگر، برای پرداخت طلب معوقه سه میلیاردی، صد و پنجاه میلیون رشوه درخواست می‌شد.
من از صدای جمهوری اسلامی در سال ۱۳۸۶ شنیدم که آقای ح. ب. د دو هزار میلیارد تومان سوء استفاده کرده و بدهی بانکی دارد، ولی ازدادگاه علنی و محاکمه او خبری نشد که نشد و در سال ۱۳۹۲ بعد از دعوای رئیس دولت دهم با رئیس مجلس، باز نام این شخص و پرونده مربوطه برملا شد ولی چه بلائی بر سر این پرونده آمد و پشت آن چه خبر بود؟ خدا می‌داند!
من دیدم پدر یک بیمار شهرستانی را که برای تامین کسری پول زیر میزی، برای عمل جراحی دخترش، چند روز در تهران گدایی کرد ولی قبل از اینکه پول کافی تامین شود، اگر باورتان می‌شود، دختر بیچاره تلف شد.
من دیدم خانمی را که صورت خود را پوشانده بود و مرغ فروش یک کیسه از زوائد و چربی‌های دورریختنی را به او داد! من گریه کردم و مرغ فروش گفت او را نمی‌شناسد و گاهی هم به او یک مرغ می‌دهد «اگر حمل برخود ستایی نباشد» قرار شد هفته‌ای یک مرغ هم به حساب من به آن خانم داده شود و تا در ایران بودم این کار انجام شد.
من دیدم که در رسانه‌های رسمی اعلان شد که در اطراف اصفهان عده‌ای از دیوار باغ مردم بالا رفتند و به زن و دختر آن‌ها تجاوز کردند.
من دیدم و بار‌ها دیدم که بسیاری از جوانان نا‌امید و سرخورده ما به دام اعتیاد اسیرند و با فقر و بیکاری زندگی اسفباری را سپری می‌کنند. من یک بار در یک کلاس احیا و بازپروری این جوان‌ها شرکت کردم و دیدم که اینان چه بسیارند و چه اشتیاقی به رهایی دارند و فهمیدم موادمخدری به نام شیشه و کراک و غیره وجود دارد که آزمایشگاهی، ارزان و سهل الوصول و بسیار خطرناک و کشنده می‌باشند.
شنیدید که در خمینی شهر یک پزشک و پرستارش بخیه‌های زخم یک کودک بی‌گناه را باز کردند، چون مادرش پول کافی برای پرداخت آن نداشت. در این باره، از زبان یکی از خودی‌هایتان بشنوید «حجت الاسلام محمدرضا زائری: من بخیه های پسرک را کشیده ام! من آخوند، قبل از همه دستم را بالا می‌گیرم و اعتراف می‌کنم که من هم در کشیدن بخیه های پسرک نقش داشته ام!…»
و باز ببینید: علی عسکری (رئیس کل پیشین سازمان امور مالیاتی) در گفت‌و‌گو با مجله تجارت فردا، چاپ تهران گفته «درحال حاضر ۴۰ درصد کل اقتصاد کشور از مالیات معاف هستند و ۲۰ درصد اقتصاد نیز مربوط به فعالیت زیرزمینی است که این گروه نیز مالیات پرداخت نمی‌کنند
و باز: همین روز‌ها رئیس سازمان بهزیستی جمهوری اسلامی اعلام کرد: طلاق زنان سرپرست خانوار از سال ۸۵ تا ۹۱، ۵۷ درصد افزایش داشته است. مصرف مواد مخدر از سنتی به صنعتی از چهار درصد به بیست و چهار درصد رسیده است. زنان گرفتار شده به این معضل از چهار درصد به ده درصد افزایش داشته است.
باز دیدیم که: آقای احمد توکلی نماینده مجلس نظام اسلامی می‌گوید: فساد سیستمی، جمهوری اسلامی را تهدید می‌کند از این نوع اظهازات مقامات نظام، آنقدر دارم که اگر به آن بپردازم مثنوی هفتاد من می‌شود. سازمان شفافیت بین الملل اعلام کرده است، ایران یکی از فاسد‌ترین اقتصادهای جهان را دارد و از این بابت در بین ۱۷۴ کشور، دارای رتبه ۱۳۶ است.
در رابطه با فساد در بورسیه‌های دولت «عدل» اطلاعات و آمار دقیق آن بود که در اختیار دولت بود و وزارت علوم اعلام کرد، نه اطلاعات غلطی که عوامل مستفید به شما دادند و شما براساس آن قضاوت کردید.
این‌ها نمونه‌هایی از هزاران موارد انحطاط و فساد روزافزونی است که در سی و چند سال گذشته گریبان ملت ایران را گرفته است و خدا می‌ داند اگر جمعیت ایران به صد و پنجاه میلیون نفری که خواست شما است برسد، با این کمبود آب و آلودگی هوا و تورم و بیکاری و فساد و… چه خواهد شد!؟ آیا سنگ روی سنگ بند خواهد شد؟
حضرت آیت الله، من چند سال صادقانه در ایران کار کردم ولی از فساد، از بیداد و از آنچه در بالا به عرض رساندم به ستوه آمدم و یکروز متوجه شدم که اکثر قریب به اتفاق دوستانم که همه از تیزهوشان و سرمایه‌های بالقوه این مملکت بودند به غرب رفته و جذب بزرگ‌ترین دانشگاه های دنیا شده‌اند. آن‌ها که با من در تماس بودند، مرا هم به این کار تشویق می‌کردند تا بالاخره با چند دانشگاه تماس گرفتم و چون رزومه پرباری داشتم به زودی از یکی از این دانشگاه‌ها در کانادا پذیرش گرفتم و علی رغم میل باطنی‌ام به این کشور مهاجرت کردم.
در اینجا خوب درس خواندم، کار کردم و حتی به خانواده‌ام در ایران هم کمک کردم و با مدارج خوب دکترا و پست دکترا گرفتم و خیلی زود به کار مورد علاقه خود مشغول شدم. در شرف ازدواج هستم و غیر از غصهٔ وطن و اینکه چرا در وطنم کار نمی‌کنم و چرا مفید برای وطنم نیستم مشکلی ندارم.
در پایان دوست دارم به اختصار از جامعه و محیط اینجا هم کمی برایتان تعریف کنم. باور کنید در اینجا دروغ نیست، تقلب نیست، کلاهبرداری نیست، اختلاس نیست، فساد نیست، زیرا قانون هست، احترام هست، آزادی هست، مردم به قانون احترام می‌گزارند و مهم تر از همه، مجری قانون فاسد و دزد نیست. البته اندک جوانان ناراضی و بعضا «شرور هم در اینجا پیدا می‌شوند و هم اینانند که ماجراجو هستند و گاهی هم جذب گروه‌های تروریستی و افراطی می‌شوند، نه جوانان سالم و سر براه که همه امکانات رشد و ترقی برایشان فرهم است.
حضرت آیت الله، در نامه‌های شما به جوانان غرب، روی فرمایشات شما با کیست؟! با این جوانان وامانده غرب؟ یا با جوانان غربی مثل من؟ با کدام یک؟
برای سلامتی شما دعا می‌کنم، تا قدرت مطلقه خود را در جهت اصلاحات واقعی وطنمان بکار برید. در طول عمر جمهوری اسلامی شما بار‌ها با مخالفت و نهٔ مردم مواجه شده‌اید ولی آن را جدی نگرفته‌اید.
در دوم خرداد هفتاد و شش مردم به جریان دوم خرداد رای دادند که موافق نظر شما نبود ولی شما پیام آن را نگرفتید و آن را قبول نکردید. خرداد هشتاد و هشت، مردم به جریانی که به نظر شما نزدیک بود نه گفتند ولی شما با آن با خشونت برخورد کردید و قبول هم نکردید که آن جریان و حامیان آن کشور را به لبه پرتگاه بردند و چه ضرر‌ها و زیان‌ها به کشور زدند و هنوز هم اجازه نمی‌دهید با مسببین آن خیانت‌ها برخورد شود. در خرداد نود دو کلیه جریان هائی که به نظر شما نزدیک بودند با نهٔ قاطع مردم روبرو شدند و در اجماع هم با خواست مردم همسنگ نشدند.
امروز هفتم اسفند نود و چهار مردم به آنهایی که نماینده‌های واقعیشان را رد صلاحیت کردند و زیر چتر حمایتی شما سینه می‌زنند نه گفتند و چه نهٔ جانانه‌ای.
حضرت آیت‌الله این‌ها هر کدام در نوع خود یک رفراندم است آن‌ها را هشدار‌های جدی بگیرید. مردم را به زور نمی‌توان به بهشت برد. آزادی مردم را نمی‌توان گرفت، حکومت را به زور نمی‌توان بر آن‌ها تحمیل کرد. چهره‌های زورگو را مردم دوست ندارند، چهره‌های مردم دوست را مردم دوست دارند. مردم خاتمی و موسوی را دوست دارند، جنتی‌ها و مصباح‌ها را دوست ندارند. شجریان را دوست دارند، افتخاری‌ها را دوست ندارند. انتظامی را دوست دارند، دهنمکی‌ها را دوست ندارند. فکر می‌کنید اگر یک همه پرسی بین آقای جنتی و آقای خاتمی انجام شود مردم کدام را انتخاب خواهند کرد؟
حضرت آیت الله نگذارید فقر، فساد و نارضایتی، ما را هم به سرنوشت همسایگانمان دچار کند. حکومت‌های استبدادی از هر نوع که باشد دوام نخواهد آورد، اگر مردم ناراضی باشند یک روز طغیان خواهند کرد و آن روز خدا می‌دادند چه خواهد شد و چه بلایی سر ما و شما و ایران خواهد آمد.
ما همه ایران را دوست داریم و امیدواریم فساد ریشه کن شود و صلح و رفاه و آرامش و کار و اعتقاد راستین به وطنمان باز گردد. در آن صورت هیچ جای دنیا بهتر از ایران برای ایرانی نخواهد بود. بیایید بیش از این در دنیا برای خود دشمن نسازیم بیائید همه دست در دست هم بدهیم و میهنمان را آباد کنیم و فقر و فساد و دروغ را از سرزمینمان ریشه کن کنیم. ان شاالله به امید آن روز.
با دیگران به اشتراک بگذارید:

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر